عماد الدين حسن بن علي الطبري
101
كامل بهائى ( فارسي )
لمخلوق ، فى معصية الخالق « 1 » . و نيز چون اولى الامر جائز الخطا تواند بود فرقى نباشد ميان ابو بكر و عمر و خالد بن وليد و عمر و عاص و سعد بن سعيد و مروان حكم و ابو سفيان و معاويه و يزيد . پس بايد كه اولى الامر معصوم باشد و عصمت در حق هيچ كدام ثابت نشد مگر در حق على و اولاد او عليهم السّلام . دليل سى و پنجم ، احمد سقى صاحب مناشير صحابه ايراد كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : من أراد أن ينظر الى آدم فى علمه ، و الى نوح فى تقويه ، و الى ابراهيم فى خلته ، و الى موسى فى هيبته ، و الى عيسى فى عبادته ، فلينظر الى على بن ابى طالب عليه السّلام « 2 » . هركس كه اراده كند كه ببيند آدم را در علم او و بعضى شخصى كه در علم چون آدم بودند ، و به نوح در تقوى او ، و به ابراهيم در دوستى او نسبت به خداى ، و به موسى در هيبت او ، و به عيسى در عبادت او پس بگو نظر كن به سوى على بن ابى طالب . يعنى اين اوصاف كه در انبياء بوجه كمال بود همه را على عليه السّلام تنها داشت به حقيقت آنچه در اين پنج پيغمبر اولو العزم متفرق بودند در على جمع بود پس او فاضلتر باشد از اين انبياء چنان كه موسى و عيسى و ابراهيم در زمان خود مقدم بودند و هيچ رعيتى بر ايشان تقدم نكرد در باب نبوت . على نيز كه از ايشان فاضلتر است بايد كه مقدم بود به امامت و ابو بكر و عمر رعيت او . و اما تعطيل و عزلت او چنان بود كه تعطيل و عزلت و انزواى هارون در ايام ظهور سامرى و عبدة العجل چنان كه هارون قوت خروج نداشت على عليه السّلام نيز قوت خروج نداشت و دليل بر اين كه چون در زمان معاويه قوت پديد آمد خروج كرد . دليل سى و ششم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه ، على خير البشر ، من أبى فقد كفر « 3 » . على بهتر آدميان است هر كه ابا كند اين سخن را پس بتحقيق كافر است . با وجود خير البشر نشايد كه ابو بكر تقدم جويد و اگر به قوت غلبه كند : سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ( شعراء 227 ) زود باشد كه بدانند آنها كه ظلم كردند كه به كدام بازگشتنگاه بازخواهندگشت . دليل سى و هفتم ، احتياج رعيت به امام از بهر ارتفاع عصمت است از ايشان اگر امام
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه 16 / 309 و اسرار الامامة ص 270 بنقل از عيون الاخبار صدوق ( 2 ) - اسرار الامامة ص 271 بنقل از اربعين رازى ص 474 . ( 3 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 82